آبی تر از خسته

شعرستان

آبی تر از خسته

شعرستان

 

 

عاشقانه

بیتوته‌ی کوتاهی‌ست جهان
در فاصله‌ی گناه و دوزخ
خورشید
همچون دشنامی برمی‌آید
و روز
شرم‌ساری جبران‌ناپذیری‌ست.
آه
پیش از آن که در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی
درخت،
جهل ِ معصیت‌بار ِ نیاکان است
و نسیم
وسوسه‌یی‌ست نابه‌کار.
مهتاب پاییزی
کفری‌ست که جهان را می‌آلاید.
چیزی بگوی
پیش از آن که در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی
هر دریچه‌ی نغز
بر چشم‌انداز ِ عقوبتی می‌گشاید.
عشق
رطوبت ِ چندش‌انگیز ِ پلشتی‌ست
و آسمان
سرپناهی
تا به خاک بنشینی و
بر سرنوشت ِ خویش
گریه ساز کنی.
آه
پیش از آن که در اشک غرقه شوم چیزی بگوی،
هر چه باشد
چشمه‌ها
از تابوت می‌جوشند
و سوگواران ِ ژولیده آبروی جهان‌اند.
عصمت به آینه مفروش
که فاجران نیازمندتران‌اند.
خامُش منشین
خدا را
پیش از آن که در اشک غرقه شوم
از عشق
چیزی بگوی
              .
 شاملو

 

نظرات 2 + ارسال نظر
سفرکرده یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 06:30 ب.ظ http://safarkarde.blogsky.com

انتخاب زیبایی بود .... واقعا استفاده کردم .....
هر چند یه حس خاصی داشت !
دمت گرم

سهیل رنجبردوست دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 07:59 ق.ظ http://www.soheilweb.blogsky.com

سلام داداش مرسی که بهم لینک دادی.
من هم قبلا بهت لینک دادم نمیدونم دیدی یا نه.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد