آبی تر از خسته

شعرستان

آبی تر از خسته

شعرستان

 از روزای جمعه بیزارم...

راستی می خوام از این ببعد روزانه بنویسم ....

چیزای که منو اذیت می کنه باید بنویسم...

علتش اینه که دوستی با "سایه " برام عزیزه....

تنها کسی که به درد دلهام گوش داد....

برام زنگ می زنه و همیشه ی خدا نگران منه....انگار که پسرشم...

امروز از اون روزاییه که بیزارم از همه چی...و من ناچارم بنویسم....

از جمعه بیزارم....

نظرات 1 + ارسال نظر
سایه سه‌شنبه 13 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 03:17 ب.ظ

مهربان تنهام

سلام
چرا این روزهای دلتنگیت خبرم نمی‌کنی؟
من الان باید بفهمم تو روز جمعه رو دوست نداری؟

فرزین ازت دلخورم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد